هیچ!
هیچ و گر هیچ !
باز به انجماد فکری رسیدم ...خدا جونم بازم التماست می کنم نزار بیشتر از این خرد شم ! نزار ...قربونت برم الهی چرا هر چی دعا می کنم به درگاهت نتیجه اش ...........آخه چیکار کنم ؟!!!!!!!! دستمو بگییییییر و تنهام نزاررررررررررررر ! نخواه که من اسیر سراب شم می ترسم خدا جونم خیلی می ترسم ! منو نجاتم بده از این سراااااااااااااااااب !نزار خرد شم .....دلم می خواد سکوتی کنم به بلنداییییییییییییی همه ی فریادهای تو آینه! بی صداترین فریادها فریاد دل عاصی و تنهای منه !
بیا تا برایت بگویم