دلم خیلی گرفته ...!
آسمون دلم ابریه ! دلم می خواد فریاد بزنم و با صدای بلند گریه کنم اما دریغ از یه قطره اشک ! بغض و منو تموم تنهایی هایم ! کاش که تمومی برای این بغض لعنتی می بود ! کاش.......
خدا جونم بسمه دیگه ! بسمه دیگه طاقت ندارم ! دیگه نمی تونم ...دیگه ظرفیتش رو ندارم ...نمی تونم ...چه جوری بگم دیگه نمی تونم ...تو که میدونی بی همتای من .........پس خواهش می کنم دستمو بگیر ...........نخواه که بیشتر از این بشکنم !
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 23:7 توسط یکی که همیشه یه بغضی تو گلو داره !
بیا تا برایت بگویم